مشاوره خانواده،مشاور حقوقی،مشاوره حقوقی،مشاوره حقوقی رایگان


به نام خدا شما هموطنان هموطنان عزیز می توانید سوالات حقوقی خویش را از طریق پایین صفحه یا ایمیل  با اینجانب مطرح نمائید ، تا در اسرع وقت پاسخگوی آن باشم .

habib.sobhani@yahoo.com

مشاوره خانواده،مشاور حقوقی،مشاوره حقوقی،مشاوره حقوقی رایگان

قانون حمایت از خانواده مصوب 1391،ثبت نکاح موقت

 

در مورد ثبت نکاح موقت آنچه در قانون حمایت از خانواده سال 91 بیان شده اینست که نیاز به ثبت ندارد مگر در سه مورد:

1)باردار شدن زوجه

2)شرط ضمن عقد

3)توافق طرفین


قانون حمایت از خانواده مصوب 1391+ازدواج موقت+نکاح منقطع+مشاور حقوقی+دادگاه خانواده+قانون حمایت از خانواده+قانون محکومیتهای مالی+نکاح موقت+محاسن قانون حمایت از خانواده+ثبت نکاح موقت+مسائل حقوقی

ماده 22 قانون حمایت از خانواده مصوب 1391،سقف مهریه

 یکی دیگراز مواردی که در قانون حمایت از خانواده قابل توضیح می باشد و به نوعی نوآوری محسوب می شود ماده ی 22 قانون حمایت خانواده می باشد.در این ماده برای مهریه سقف قرار داده شده است .

سقفی که در این قانون برای مهریه  در نظر گرفته شده است 110سکه  تمام بهارآزادی یا معادل آن باشد البته این بدین معنا نیست که نمی توان مازاد بر 110سکه را به عنوان مهریه قرار داد .این ماده بیان کننده ی این است که تا 110 سکه مشمول ماده ی 2 قانون محکومیت های مالی است و چنانچه مهریه، بیشتر از این میزان باشد در خصوص مازاد، فقط ملائت زوج ملاک پرداخت است.

به بیان دیگر و آنچه از این ماده برداشت می شود این است که تا 110 سکه اصل بر ملائت زوج می باشد و مازاد بر آن اصل بر عدم ملائت زوج می باشد یعنی در صورتی که مهریه مازاد 110سکه باشد زوجه باید ملائت زوج بر مازاد را اثبات کند...


قانون حمایت از خانواده مصوب 1391،سقف مهریه+مشاور حقوقی+دادگاه خانواده+قانون حمایت از خانواده+قانون محکومیتهای مالی+قاضی زن+محاسن قانون حمایت از خانواده+مراکز مشاوره خانوادگی,+مسائل حقوقی+110 سکه مهریه

قانون حمایت از خانواده مصوب 1391،ترکیب دادگاه

یکی از مواردی که در قانون حمایت از خانواده قابل توضیح می باشد و به نوعی نوآوری محسوب می شود ترکیب دادگاه خانواده می باشد.

در قانون جدید در ترکیب دادگاه خانواده قاضی مشاور زن در کنار قاضی مرد مورد نظر قرار گرفته است.هر چند که در سابق نیز قاضی مشاور زن نیز برای دادگاههای خانواده در نظر گرفته شده بود اما این مورد جنبه ی الزامی برای دادگاهها نداشت یعنی دادگاهها مختار بودند از قاضی مشاور زن در دادگاههای خانواده استفاه کنند اما در قانون حمایت از خانواده ی سال 91 این مورد برای دادگاهها الزامی شده است.و قاضی مرد باید با مشورت قاضی زن مبادرت به صدور حکم نماید و نمی تواند بدون دلیل موجه نظر قاضی زن را مورد عنایت قرار ندهد و این یکی از محاسن این قانون می باشد البته این قانون نیز دارای معایبی نیز می باشد....


قانون حمایت از خانواده مصوب 1391،ترکیب دادگاه+مشاور حقوقی+دادگاه خانواده+قانون حمایت از خانواده+قانون حمایت خانواده+قاضی زن+محاسن قانون حمایت از خانواده+مراکز مشاوره خانوادگی, ازدواج +مسائل حقوقی

قانون حمایت از خانواده مصوب 1391

قانون حمایت از خانواده ابلاغ شد+متن قانون


عطف به نامه شماره 68357/36780 مورخ 1/5/1386 در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم قانون اساسی جمهوری‌ اسلامی ‌ایران قانون حمایت خانواده که با عنوان لایحه به مجلس شورای اسلامی تقدیم گردیده بود، با تصویب در جلسه علنی روز سه‌شنبه مورخ 1/12/1391 و تأیید شورای محترم نگهبان به پیوست ابلاغ می‌گردد.

ابلاغ قانون حمایت از خانواده

رئیس مجلس طی نامه‌ای «قانون حمایت خانواده» را برای اجرا به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ کرد.

به گزارش رساله حقوق به نقل از فارس، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی طی نامه‌ای قانون «حمایت از خانواده» را  ابلاغ کرد.متن نامه لاریجانی به شرح ذیل است:جناب آقای محمد سینجلی جاسبی رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل محترم روزنامه رسمی کشور

با توجه به انقضای مهلت مقرر در ماده «۱» قانون مدنی و در اجرای مفاد تبصره ماده «۱» قانون مذکور، یک نسخه تصویر «قانون حمایت خانواده» برای درج در روزنامه رسمی ارسال می‌گردد.

رئیس مجلس شورای اسلامی ـ علی لاریجانی

جناب آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

عطف به نامه شماره ۶۸۳۵۷/۳۶۷۸۰ مورخ ۱/۵/۱۳۸۶ در اجرای اصل یکصد و بیست و سوم قانون اساسی جمهوری‌ اسلامی ‌ایران قانون حمایت خانواده که با عنوان لایحه به مجلس شورای اسلامی تقدیم گردیده بود، با تصویب در جلسه علنی روز سه‌شنبه مورخ ۱/۱۲/۱۳۹۱ و تأیید شورای محترم نگهبان به پیوست ابلاغ می‌گردد.

رئیس مجلس شورای اسلامی ـ علی لاریجانی

قانون حمایت خانواده

فصل اول ـ دادگاه خانواده

ماده۱ـ به ‌ منظور رسیدگی به امور و دعاوی خانوادگی، قوه قضائیه موظف است ظرف سه سال از تاریخ تصویب این قانون در کلیه حوزه ‌ های قضائی شهرستان به تعداد کافی شعبه دادگاه خانواده تشکیل دهد. تشکیل این دادگاه در حوزه ‌ های قضائی بخش

به تناسب امکانات به تشخیص رئیس قوه قضائیه موکول است.

تبصره۱ـ از زمان اجرای این قانون در حوزه قضائی شهرستانهایی که دادگاه خانواده تشکیل نشده است تا زمان تشکیل آن، دادگاه عمومی حقوقی مستقر در آن حوزه با رعایت تشریفات مربوط و مقررات این قانون به امور و دعاوی خانوادگی رسیدگی می‌کند.

تبصره۲ـ در حوزه قضایی بخش‌هایی که دادگاه خانواده تشکیل نشده است، دادگاه مستقر در آن حوزه با رعایت تشریفات مربوط و مقررات این قانون به کلیه امور و دعاوی خانوادگی رسیدگی می‌کند، مگر دعاوی راجع به اصل نکاح و انحلال آن که در دادگاه خانواده نزدیکترین حوزه قضائی رسیدگی می‌شود.

ماده۲ـ دادگاه خانواده با حضور رئیس یا دادرس علی‌البدل و قاضی مشاور زن تشکیل می‌گردد. قاضی مشاور باید ظرف سه روز از ختم دادرسی به طور مکتوب و مستدل در مورد موضوع دعوی اظهارنظر و مراتب را در پرونده درج کند. قاضی انشاکننده رأی باید در دادنامه به نظر قاضی مشاور اشاره و چنانچه با نظر وی مخالف باشد با ذکر دلیل نظریه وی را رد کند.................


حمایت از خانواده+قانون حمایت از خانواده+دادگاه خانواده+مراکز مشاوره خانوادگی+ازدواج+سقف مهریه+قانون جدید خانواده

ادامه نوشته

مشاور حقوقی

به نام خدا شما هموطنان عزیز می توانید سوالات حقوقی خویش را از طریق پایین صفحه یا ایمیل  با اینجانب مطرح نمائید ، تا در اسرع وقت پاسخگوی آن باشم .

habib.sobhani@yahoo.com

مشاوره خانواده،مشاور حقوقی،مشاوره حقوقی،مشاوره حقوقی رایگان

نحوه وصول مهریه

نحوه وصول مهریه (آیین دادرسی)

به دلیل اینکه زن به موجب عقد نکاح، مالک‏مهر می شود در صورتی که مرد آن را به‏وی تسلیم یا تادیه ننموده باشد، زن این حق‏ را دارد که  درخواست تادیه آن را کند و حتی‏به موجب ماده ۱۰۸۵ ق.م. ، زن می‏تواندتا تسلیم مهر از انجام وظایف زناشویی‏امتناع نماید. وصول مهریه در صورتی که ازطرف زوج پرداخت نگردد، به دو طریق‏صورت می‏پذیردد; یکی از طریق صدوراجرائیه مستقلا، بدون احتیاج به حکم‏دادگاه و دیگری از طریق حکم دادگاه می باشد.   

1) وصول مهریه ازطریق صدور اجرائیه

بدلیل اینکه اسناد مربوط به مهریه مذکور درقباله نکاح رسمی از اسناد رسمی‏به حساب می آید، زن می‏تواند برای‏وصول مهریه ی خود بدون مراجعه به‏دادگاه، مستقلا درخواست صدور اجرائیه‏ کند.

در صورتی که مهریه ، مالی غیر منقول‏ثبت‏شده باشد، مانند خانه یا زمین،درخواست صدور اجراییه نسبت‏به آن ازسوی دفتر خانه‏ای که سند را تنظیم نموده،به‏عمل می‏آید. ولی مرجع صدور اجراییه‏در موردی که مهر مال غیرمنقول یا کلی‏ باشد، از دفتر ازدواجی می باشد که واقعه‏نکاح در آن ثبت‏گردیده است. زن می‏تواند همزمان با درخواست صدور اجرائیه، مال‏متعلق به مرد را جهت تامین دین خود به‏اجرای ثبت معرفی نماید; در این صورت‏مال معرفی شده به عنوان وثیقه طلب زن،توقیف می‏گردد و در صورتی که مرد به‏تعهد خود عمل ننماید، به طریقی که درقانون اجرای احکام مقرر شده است، بعدازطی تشریفات قانونی ، آن مال به فروش‏رسیده و از محل آن، مهریه زن پرداخت‏می‏ گردد. در صورتی که مال توقیف شده‏ وجه نقد باشد، به میزان طلب زن به وی‏پرداخت می‏گردد.

در صورتی که زوج کارمند رسمی‏ دولت‏باشد، پس از صادر شدن اجراییه،درصدی از حقوق ماهیانه وی هر ماه به‏زن پرداخت می‏گردد تا طلب وی استیفا شود. در این مورد به طور معمول مبلغی برای‏هزینه‏های ضروری مرد در نظر گرفته می شود و در صدی از حقوق با توجه به وضعیت‏معاش مرد، به زن پرداخت می‏گردد. اما این طریق چندان به حال زن مطلقه‏مفید نمی باشد و معمولا مبلغ تعیین شده‏بسیار ناچیز می باشد و سالها طول می‏کشد تامهریه زن از این طریق وصول‏ شود.

برای جلوگیری نمودن از ضایع شدن حقوق زنانی‏که مدتی از ازدواج آنان می‏گذرد ومطلقه می‏گردند یا تقاضای تادیه مهریه خود را می‏نمایند، و برای جبران نمودن کاهش ارزش‏ برابری مهریه در صورتی که وجه نقداست از زمان نکاح تازمان طلاق تا تادیه، طبق ماده واحده‏ای که‏درتاریخ ۸/۵/۱۳۷۶ به عنوان تبصره به‏ماده ۱۰۸۲ الحاق شد، مقرر گردید است که;چنانچه مهریه وجه رایج‏باشد متناسب‏با تغییر شاخص قیمت‏سالانه زمان تادیه‏نسبت‏به سال اجرای عقد که توسط بانک‏مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین‏می‏گردد محاسبه و پرداخت‏خواهد شد مگر  زوجین در حین اجرای عقد به‏نحو دیگری تراضی نموده باشند...

2) وصول مهریه از طریق حکم دادگاه:

گاهی برای وصول مهریه زن ناگزیر می باشد به دادگاه مراجعه بنماید و پس از گرفتن حکم و بر اساس آن اقدام به صدوراجراییه کند. این موارد به نوعی هنگامی اتفاق می افتد که بر سر تعیین مهر اختلافی بین‏زوجین به وجود آمده باشد; مثلا هنگامی که مهریه درعقد تعیین نشده  و بین زوجین بر سرتعیین مهر توافقی نشود، می‏بایست‏به‏دادگاه مراجعه نمایند. همچنین امکان دارد‏زن مدعی وقوع نزدیکی و تعیین‏مهرالمثل باشد اما مرد مدعی عدم وقوع‏ نزدیکی و تعیین مهر المتعه در صورت وقوع‏طلاق باشد.

در این موارد و تمام مواردی‏که اختلاف و دعوی مربوط به مهریه  می باشد یا زن همزمان با تقاضای طلاق، مهریه‏خود را نیز مطالبه می‏نماید، طرفین لازم است به‏دادگاه صالح مراجعه نمایند. در این صورت‏زن هنگامی می‏تواند مهریه خود را وصول نماید که حقانیت او در دادگاه ثابت شده باشد و بر اساس آن اجراییه صادرشده باشد.

بیان این نکته ضروری می باشد که برخلاف آنچه به غلط در بین عامه شهرت‏یافته است ، درخواست وصول مهریه ملازمه‏ با درخواست طلاق ندارد و زن می‏تواند پس از عقد نکاح هر زمان که بخواهدمهریه خود را مطالبه و وصول کند و به‏رابطه زوجیت نیز ادامه دهد. همچنین‏درخواست طلاق که از سوی زوجه تقدیم‏دادگاه می‏گردد، حق او را در مطالبه نمودن مهریه ساقط نمی‏نماید، منتها چون به طور معمول،زمانی که زن خواهان طلاق می باشد، مالی‏را به مرد هبه می نماید تا موفق به جلب‏رضایت او برای طلاق شود و این مال نیز به طور معمول مهریه است، این تفکر به غلط درذهن عامه خطور کرده و اینگونه می پندارند که‏تقاضای طلاق، حق زن را در وصول‏مهریه اسقاط می نماید. مبلغی نیز که درطلاق خلع و مبارات  از جانب زن به مرد پرداخت می‏گردد، ممکن می باشد معادل مهریه یا بیشتر یا کمتر از آن باشد و به هرحال‏ الزاما لازم نمی باشد همان مهریه  قراردادی‏ باشد..

پس زن می‏تواند همزمان با درخواست صدور گواهی عدم‏ امکان سازش از دادگاه درخواست وصول‏ مهریه خود را نیز بنماید و این دو بایکدیگر تنافی ندارد.

نحوه وصول مهریه،مهریه،مهریه زن،مهرالمسمّي،مهرالمسمی چیست،شرايط مهرالمسمّي،مهر،مهریه،مهریه زن،مهریه بعد از نزدیکی،مهریه زن متوفی،طلاق پيش از نزديكي،مشاور حقوقی

مهر،مهریه،مهریه زن

مهريه

مهريه
مهر، در لغت «به صداق و آنچه زن با عقد ازدواج، با اين عنوان مالك مي‏شود، تفسير شده است»

در قرآن، از مهر با عنوان‏هاي صداق، فريضه، اجر، نحله و امتاع ياد شده است. در روايت‏ها، علايق و حباء؛در بيان فقها عقر و در لسان عرب، سياق و نافجه براي اين منظور به كار مي‏روددر زبان فارسي از آن با عنوان‏هاي صداق، كابين و مهريه ياد مي‏شود».

مهر در اصطلاح، صداق يا مالي است كه زن به واسطه ازدواج، مالك آن است و مرد ملزم به پرداخت آن به زن مي‏شود. مهر معمولاً اقلامي است كه با توافق زوجين مشخص مي‏شود و مرد به صورت نقد يا تعهد در ذمه، به پرداخت آن موظف است و اين اقلام و تعهد، به صورت مكتوب، ثبت و ضبط مي‏شود.



مهریه چیست،مهرالمسمّي،مهرالمسمی چیست،شرايط مهرالمسمّي،مهر،مهریه،مهریه زن،مهریه بعد از نزدیکی،مهریه زن متوفی،طلاق پيش از نزديكي،مشاور حقوقی

مهرالمسمّي

 مهرالمسمّي

مهرالمسمّي، اصلي‏ترين نوع مهريه می باشد و مقصود از آن مهري است كه ضمن عقد ازدواج، به عنوان قرارداد مالي تابع آورده مي‏شود و بهتر است كه در ضمن عقد نكاح، به آن تصريح گردد. هر چند ذكر نشدن آن، عقد را باطل نمی نماید.

شرايط مهرالمسمّي

شارع مقدس در چگونگي تعيين مهريه، به مكلفان، آزادي و اختيار گسترده‏اي داده، ولي به عنوان يك قرارداد مالي تابع، رعايت برخي شرايط اساسي درباره آن لازم و ضروري است و اين شرايط، تقريباً در همه معامله‏ها وجود دارد.

1ـ مال بودن

منظور فقها از مال بودن، اين است كه چيزي كه زوجين بر آن توافق مي‏كنند، قيمت داشته باشد. همه چيزهايي كه قيمت در معامله و اجرت براي اجاره قرار مي‏گيرد، مهر قرار دادن آن نيز جايز است.

2ـ قابليت تملك

مهر بايد چيزي باشد كه زن بتواند مالك آن شود. بنابراين، اموال و مشتركات عمومي مثل معدن‏ها، صحراها، باغ‏هاي عمومي و نيز چيزهايي كه مالكيت آن براي مسلمان جايز نيست، مثل شراب و گوشت خوك نبايد مهر قرار داده شوند. «مهر قرار دادن چيزهايي كه ارزش و قيمت ندارد، مثل مردار، خون و امثال آن در جريان ازدواج، جايز نيست».

3ـ داشتن منفعت عقلايي و مشروع

مهر بايد منفعت عقلايي و مشروع داشته باشد. چيزي كه از نظر شرع و قانون، فروش يا استفاده آن ممنوع شده است، مثل شراب، خوك، ابزار لهو و لعب و مواد مخدر را نمي‏توان مهر قرار داد.اين شرط، امر مستقلي نيست، بلكه از دو شرط پيش، گرفته شده است. چيزي كه ارزش مالي داشته باشد و به تملك هم درآيد، منفعت عقلايي نيز دارد. به ويژه كه فقها، بيع ميت (مردار) را به آن دليل جايز نمي‏دانند كه منفعت عقلايي در آن وجود ندارد.

4ـ تعيين نمونه

مورد مهر بايد معيّن باشد. بنابراين، شي‏ء نامعلوم و مبهم را نمي‏توان مهر قرار داد. «مهر بايد به گونه‏اي تعيين شود كه آن را از ابهام خارج كند. پس اگر گفته شود يكي از اين دو لباس يا خياطي يكي از دو لباس را مهر قرار مي‏دهم، تنها مهر باطل مي‏شود، نه عقد و در اين صورت اگر با زن نزديكي كرده باشد، مهرالمثل است.

اگر مهريه يكي از شرايط مذكور را نداشته باشد، مثلاً ارزش مالي يا منفعت عقلايي نداشته باشد، عقد به صحت خود باقي مي‏ماند و براي زن در اين موارد مهرالمثل ثابت مي‏شود.

دليل باطل نشدن عقد اين است كه ذكر مهر، از جمله شرايط صحت عقد به شمار نمي‏آيد و مهر فاسد، مثل اين است كه عقد بدون ذكر مهر منعقد شده است. پس همان‏گونه كه ذكر نشدن مهر، عقد را باطل نمي‏كند، فساد آن نيز تأثيري در عقد ندارد.


مهرالمسمّي،مهرالمسمی چیست،شرايط مهرالمسمّي،مهر،مهریه،مهریه زن،مهریه بعد از نزدیکی،مهریه زن متوفی،طلاق پيش از نزديكي،مشاور حقوقی


موارد تعلق مهرالمثل

 موارد تعلق مهرالمثل

هرگاه ميان زوجين قرارداد خاصي درباره مهریه وجود ندارد يا قرارداد درستي در زمينه مهر بسته نشده باشد يا در اصل عقد، اشكالي موجود باشد، مهرالمثل به زن تعلق مي‏گيرد. مواردي كه به عنوان مهرالمثل به زن تعلق مي‏گيرد، از اين قرار می باشد:

1) كسي كه ازدواج كند و مهر تعيين ننماید و با زن نزديكي نماید، بدون اينكه چيزي به زن داده باشد، در اين صورت، مهرالمثل به عهده او ثابت می گردد.
2) اگر كسي كه زني را به عقد خويش دربیارد و با وي نزديكي نماید و بعد از آن، فساد عقد معلوم گردد، عقد باطل می باشد و در صورت ذكر نشدن مهر در متن عقد، براي زن مهرالمثل تعيين می گردد. در واقع، اين‏گونه تعبير مي‏شود كه آن زن، خواهر رضاعي وي بوده و او نمي‏دانسته يا سبب ديگري از اسباب تحريم، در عقد وجود داشته و او نمي‏دانسته است.

همچنين كسي كه زني را مجبور به زنا كند، مهرالمثل بر عهده می باشد، ولي در صورت رضايت داشتن زن، براي او مهري نمی باشد؛ زيرا در زنا مهر نمی باشد.


عوامل استقرار مهر،مهر،مهریه،مهریه زن،مهریه بعد از نزدیکی،مهریه زن متوفی،طلاق پيش از نزديكي،مهرالمثل،مهرالمثل چیست

حقوق و تکالیف پس از طلاق

بعد از طلاق زوجين داراي دو نوع حق وتكليف نسبت به هم می باشند كه عبارت می باشد از حقوق مالي  وحقوق غير مالي ،

حقوق مالي بعد از طلاق عبارت می باشد از نفقه و ارث و درايام  طلاق رجعي  زن استحقاق نفقه را دارد و همچنين درصورتي كه طلاق بائن ،عده فسخ روی دهد ويا شوهر فوت کند در صورتی که زن حامله باشد واجب النفقه می باشد و با توجه به اینکه در زوجيت دائم كه يكي از سببهای توارث می باشد درطلاق رجعي به دلیل انكه زن درحكم زوجه می باشد ازشوهرارث مي برد.

حقوق غير مالي شامل حضانت ورجوع است. رجوع حقي براي مرد می باشد  كه در صورت بازگشت در ايام عده عقد نكاح را به حالت قبل بازمیگردد كه این رجوع(بازگشت)به صورت لفظي و فعلي صورت می پذیرد 

حضانت حقوق هر يك از زوجين می باشد نسبت به نگهداري فرزندان بعد از وقوع طلاق. دردوران شيرخوارگي حضانت كودك با مادر می باشدتفاوتی نمی کندکه پسرباشد یا دختر . از منظر قانون حضانت كودك تا سن هفت سالگي چه پسرباشد وچه دختر با مادر می باشدوبعد از  هفت سالگي حضانت بر عهده پدر می باشد ودربعضی از موارد اين حقوق ساقط مي گردد.در حقوق مالي درصورت نشوز شدن زوجه، صغيره بودن زوجه وهمچنین ارتداد زوجه ودر صورت صغیر بودن زوج و کبیر بودن زوجه نفقه  ساقط مي گردد ودر مورد ارث در صورت قتل یا وجود کفرو همچنین لعان ومفقودالاثر بودن  در روابط بين  زوجين توارث بين آنها ساقط مي شودودر مورد حضانت كه بخشي از حقوق غير مالي می باشد در صورت مجنون بودن وكفر هر يك از زوجين ويا نداشتن صلاحيت اخلاقي و همچنین نداشتن استطاعت مالي هر يك ونيز در صورت ازدواج مادر با شخص ديگر باعث ساقط شدن حق حضانت مي گردد پس در صورت وجود هريك از اين موارد در حقوق مالي وغيرمالي بين زوجين باعث ساقط شدن این حقوق از زن وشوهر مي شود.

 

طلاق و مسائل مربوط به آن+وکالت در طلاق+وکالت در نکاح+نشوز+عسر و حرج+نفقه +صدور حكم طلاق+انواع طلاق+طلاق+مشاور حقوقی+مسائل حقوقی+ارث+واجب النفقه+حقوق غير مالي+حضانت+رجوع+حق حضانت+اسقاط حق حضانت

درخواست طلاق از طرف زن

 درخواست طلاق از طرف زن به راحتي پذيرفته نمي‌شود و زوجه درصورت اثبات موارد خاصي مي‌تواند درخواست طلاق كند. ترك انفاق از سوي زوج، غيبت زوج به مدت طولاني، سوء‌رفتار يا سوءمعاشرت زوج، ارتكاب جرم توسط زوج و عسر وحرج زوجه ازجمله اين موارد مي‌باشد. گاهي‌اوقات، بااستفاده ازشروط ضمن‌عقدنكاح نيز مي‌توان درخواست طلاق را مطرح كرد. اثبات بعضي از اين موارد(حتي درصورت وجود)، به آساني امكان‌پذير نيست .



طلاق و مسائل مربوط به آن+وکالت در طلاق+وکالت در نکاح+طلاق قضايي+عسر و حرج +صدور حكم طلاق+انواع طلاق+طلاق+مشاور حقوقی+مسائل حقوقی

ازدواج موقت و مسائل آن

    حلال بودن ازدواج موقت از آنجا که نص قرآن است قطعی است و حرام نمی باشد. اینکه ازدواج موقت را قبیح  و بد می شمارند، ناشی از عرف غلط جامعه است و از نگاه دین هیچ مذمتی وجود ندارد

       در صورت نادیده گرفته شدن این سنت الهی (یعنی ازدواج موقت) ، بدلیل  اینکه غریزه جنسی انسان نیاز به پاسخگوئی صحیح دارد و از نیازهای طبیعی می باشد سرکوب نمودن آن امکان پذیر نمی باشد ،( البته در شرایطی امکان تعدیل آن وجود دارد) جوانانی که آمادگی لازم برای ازدواج دائم را ندارند، به ناچار به روابط نامشروع گرایش می یابند و این روابط نامشروع باعث ایجاد غضب خدای متعال می گردد،و همچنین در سلامت روحانی و جسمانی انسان هم باعث ایجاد عوارض وخیمی  می شود.و همچنین  از لحاظ فردی و اجتماعی نیز مشکلات و معضلات بسیاری به دنبال دارد.و از آنجا که لذت های جنسی بدون عشق و عواطف یک لذت پست و ناچیز می باشد  و این عشق و عواطف است که لذتها را دوچندان می نماید.برقرار نمودن ارتباط با جنس مخالف از راه  ازدواج، این لذت را تضمین و پایدار می نماید.

       اذن پدر برای دختر باکره لازم می باشد؛ مگر اینکه پدرش از دنیا رفته باشد.و یا در برخی از موارد که باعث برداشته شدن اذن پدر می گردد.

       برخی از مؤسساتی که برای ازدواج موقت جوانان ایجاد شده اند دارای اعتبار می باشند؛ اما برخی از آن ها معتبر نمی باشند

       ازدواج موقت در شناسنامه ثبت نمی گردد و روال قانونی ندارد.اما به دلیل نظم اجتماعی نیاز به برگه ای که مثبت رابطه ی مشروع طرفین است می باشد

       در قرآن در ارتباط با ازدواج موقت آنچه سفارش شده در صورت عدم امکان ازدواج دائم می باشد. یعنی در صورتی که برای ازدواج دائم مانعی وجود داشته باشد.

 امکان دارد برخی ازدواج را به بهانه مسائل و مشکلات اقتصادی به تأخیر بیندازند و نباید یک مسلمان معتقد به روزی رسانی خدا، گرفتار چنین وهمی شود.. در روایت آمده است هرکس ازدواج را به خاطر ترس از نفقه همسر و فرزند به تأخیر بیندازد، به خدا سوء ظن دارد.

ازدواج موقت+متعه+نکاح+مشاوره حقوقی+مسائل حقوقی+صيغه+احکام ازدواج+اذن پدر+ثبت ازدواج موقت

ازدواج موقت

ازدواج موقت برای مواقع اضطراره و در مواردی می تونه راهگشا باشه و مشکلاتی رو حل کنه. این موارد عبارتند از:

1-     مردی که همسرش تمکين نکنه و مشاوره و مصالحه هم بین اونها کارساز نباشه.

2-     مردی که همسرش مريض باشه و یا به هر دلیل نتونه نياز جنسي شوهر رو براورده کنه.

3-     زني که بيوه باشه و مجرد موندنش برای او مفسده داشته باشه.

4-     دختر یا پسری که به خاطر عذر جدی و واقعی امکان ازدواج دائم براش مهيا نيست و داره به گناه ميفته؛ در شرایطی که راه هاي غير ازدواج مانند راه هاي تخفيف شهوت در او مؤثر نباشه و نتونه مانع از گناهش بشه. البته دختری که در چنین شرایطی هست، شرعاً فقط در صورت تحقق یکی از شروط زیر اجازه اقدام به ازدواج موقت داره:

الف- از پدر (و در صورت فوت پدر از جد پدری) اذن داشته باشه.

ب- پدر و جد پدری او از دنیا رفته باشن.

ج- با وجود خطر گناه و اجازه ندادن غیر منطقی پدر برای ازدواج دائم و موقت، از حاکم شرع (دفتر مرجع تقلیدش) اجازه اقدام بدون اذن پدر داشته باشه.


ازدواج موقت+متعه+نکاح+مشاوره حقوقی+مسائل حقوقی+صيغه

حق حبس زن و شرایط آن

حق حبس زن و شرایط آن

براساس ماده 1085قانون مدنی زن قادر خواهد بود تا زمانی که مهریه به  او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در قبال شوهر دارد امتناع نماید به شرط آنکه  مهریه او حالّ باشد و این امتناع باعث اسقاط حق نفقه نمی گردد.در عقود معوض هر یک از طرفین پس از قرارداد ،این حق را دارد مالی را که به طرف مقابل انتقال داده اند به او تسلیم ننماید تا او هم متقابلاٌ حاضر به تسلیم گردد به طوری که در یک زمان تسلیم و تسلّم به عمل بیاید.در اصطلاح  حقوقی به این امتناع از انجام تعهد تا ایفای تعهد طرف مقابل در عقود معاوضی «حق حبس» گفته می شود.

شرایط اعمال حق حبس

1) مهریه حال باشد .

2) زوجه قبل از گرفتن مهریه به ایفای وظایف زناشویی اقدام ننموده باشد 

حق حبس زن+اعسار شوهر و حق حبس+آثار اعمال حق حبس+حق حبس+اعسار شوهر +حق حبس زن+lمسائل حقوقی+مشاور حقوقی

اعسار شوهر و حق حبس

اعسار شوهر و حق حبس

اعسار شوهر حق حبس زن را زایل نمی نماید

 امکان گرفتن مهر با استفاده از حق حبس ملازمه ای ندارد.همچنین در موردی که دادگاه یا اجرای ثبت به تقاضای شوهر و به علت اعسار او مهلت عادله می دهد یا قرار اقساط می گذارد،نباید مهر را موجل و مدت دار دانست چراکه، اجلی که اینگونه بر زن تحمیل می گردد ،حاکی از اراده ی او بر اسقاط حق حبس نمی باشد.

آثار اعمال حق حبس

آثار اعمال حق حبس

هنگامی که زوجه از حق حبس خود استفاده می نماید امتیازهای زیر برای وی ایجاد می گردد.

1) نمی توان  زوجه را ملزم به تمکین خاص و ایفای سایر وظایف زناشویی نمود.

2)  در صورت قسط بندی پرداخت نمودن مهریه حق حبس زوجه تا پایان دریافت نمودن تمامی قسط ها به قوت خود باقی می ماند.

3)  زوجه استحقاق نفقه را خواهد داشت.

4)  در صورت استنکاف زوج از پرداخت نفقه ،زوجه حق شکایت کیفری از زوج را دارد.

مطابق ماده 642 قانون مجازات اسلامی: هرکس با داشتن استطاعت مالی ،نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد ...دادگاه او را از 3 ماه و یک روز تا 5 ماه حبس محکوم می شود.


آثار اعمال حق حبس+حق حبس+اعسار شوهر +حق حبس زن+lمسائل حقوقی+مشاور حقوقی

طلاق و مسائل مربوط به آن

  در اصطلاح ٫ طلاق به معناي منحل نمودن نكاح دائم با شرايط و تشريفات خاص وهمچنین الفاظ خاص از طرف زوج يا نماينده می باشد. در ايران طلاق از دو منبع بر گرفته شده است: 1- كتاب قران(آيه 12سوره طلاق، ، همچنين آيات پراكنده در سوره هاي ديگر مانند آيات 229 و 231 سوره ی مباركه بقره) 2- سنت: حديث نبوي «الطلاق بيد من اخذ بالساق» كه ساق كنايه از شوهر می باشد. بنابراین  حق طلاق توسط زوج يــك حكم شرعي و قاعده ی امري می باشد.
    باید توجه داشت 
 نمي تواند کسی  شوهر را به طلاق اجبار نماید و نمي توان در ضمن عقد نکاح حق طلاق براي زوجه قرار دارد. ولی  با توجه نمودن در قانون مدني كه برگرفته از فقه اماميه می باشد، خواهیم دید که سبب های طلاق به سه نوع كلي تقسيم می شود: 1 - طلاقي كه زوج با مراجعه نمودن به دادگاه براساس مقررات ق. م زوجه خود را مطلقه می نماید (ماده 1133 اصلاحي 1381). (آنچه باید توجه داشت اینست که قانون محدودیت هایی را دراختیار طلاق بر شوهر قرار داده است که با موجود بودن دلایل محکمه پسند دادگاه گواهی عدم سازش صادر می نماید). 2- طلاقي كه در موارد خاصي كه در ق. م بیان شده به زوجه جواز درخواست طلاق داده شده است، به دادگاه رجوع نموده  و تقاضاي طلاق نماید. 3- طلاقي كه زوجين با شرايط خاصی درمورد  آن توافق مي کنند (همچون طلاق خلع و مبارات).
   

طلاق بدون اراده ی زوج

در برخی موارد نيز طلاق امکان دارد به صورت استثنايي بدون اراده زوج (يا با اراده غيرمستقيم وي) تحقق یابد كه اين امر به دو صورت قابل تصور می باشد:
    
    الف- موادي از ق. م كه به زوجه حق مراجعه به دادگاه و درخواست طلاق البته در صورت وجود شرايطي مي دهد .
    
    
     اين مواد شامل موارد ذيل است:
    1- خودداری نمودن  شوهر از پرداخت کردن نفقه و همچنين ناتوانی شــوهر از پرداخت نفقه بر اساس ماده 1129 ق. م می باشد كه در صورت عدم امكان الزام زوج به پرداخت نمودن نفقه، وي اجبار به طلاق خواهد شد. (طلاق قضايي)
    2- در موردی كه زوج چهار سال غايب مفقودالاثر باشد و براساس ماده 1023 ق. م طي 3 نوبت و هر نوبت به فاصله 1 ماه در جرايد محل و يك روزنامه كثيرالانتشار تهران آگهي شده باشد و 1 سال از تاريخ اولين اعلان گذشته باشد و نتيجتا با ثابت نشدن حيات، حكم موت فرضي صادر شده باشد، زوجه براساس ماده 1029 ق. م مي تواند درخواست طلاق کند. (طلاق قضايي)
    3- در موردی كه دوام زوجيت به موجب ماده 1130 ق. م باعث عسر و حرج باشد، دادگاه زوج را مجبور به طلاق مي کند و در صورت امكان نداشتن اجبار، به اذن حاكم شرع زوجه  طلاق داده مي شود (طلاق قضايي). عسر و حرج به معناي عملي می باشد كه انسان را به ضیق و تنگنا بیندازد و نفي نمودن آن بر پايه ادله چهارگانه (كتاب، سنت، اجماع، عقل) می باشد. طي تبصره الحاقي 29/4/1381 مصداقهای از آن مثل ترك زندگي  خانوادگي، 6 ماه متوالي و يا 9 ماه متناوب در مدت 1 سال، بدون داشتن عذر موجه و يا محكوميت قطعي حبس 5 سال يا بيشترو یا اعتياد زوج به مواد مخدريا مشروبات الكلي  يا ضرب و شتم وهمچنین سوء رفتار غيرقابل تحمل زوج يا بيماري هاي صعب العلاج رواني يا ساري را نام برده شده است. ولی اين موارد حصري و محصور به این موارد نیست چراكه ضابطه در عسر و حرج شخصي می باشد و حتي امکان دارد شامل مواردي همچون زناشويي غيرمتعارف ، رعايت ننمودن شغل متناسب با حيثيت خانوادگي زوجه، عقيم بودن زوج، بچه دار نشدن در طول 5 سال هم باشد. طبق نظريه اداره حقوقي اين طلاق٫ طلاق بائن (غيررجعي) می باشد و طبق رويه شرط بائن بودن آن، بذل قسمتي از مهريه به زوج توسط زوجه است كه به نظر مي رسد الزام زوجه به بذل بخشي از مهر فاقد وجاهت قانوني می باشد.
    ب- تقاضای صدور حكم طلاق بر اساس ماده 1119 ق. م كه به صورت اعطا نمودن وكالت به زوجه در طلاق به شكل شرط ضمن عقد مشهود می باشد. (اين طلاق به علت وجود اراده زوج هرچند به طور غيرمستقيم نوعي طلاق غيرقضايي می باشد). وكالت زوجه در ضمن عقد نکاح براي مطلقه نمودن  خويش به دو صورت ممکن می باشد: وكالت مطلق ودیگری وكالت مشروط می باشد.
    1- وكالت مشروط وکالتی است  كه در آن هرگونه شرطي كه خلاف مقتضاي عقد نکاح نباشد، مي توان ضمن عقد نكاح يا حتي هر عقد لازم ديگري مانند بيع شرط نمود و وكالت زوجه مقيد به محقق شدن آن شرط در خارج می باشد.

2- وكالت مطلق وکالتی است  كه در آن زوجه بدون داشتن هيچ عذر يا  بدون محقق شدن شرطي در عالم خارج، مي تواند خود را مطلقه نماید كه البته در اين مورد نیز مثل وكالت مشروط مراجعه ی به دادگاه و طي مراحل و تشريفات لازم می باشد. 

وکالت در طلاق+وکالت در نکاح+طلاق قضايي+عسر و حرج+طلاق خلع +صدور حكم طلاق+طلاق مبارات+انواع طلاق+طلاق+مشاور حقوقی+مسائل حقوقی

عده و وجود حکمت آن

بعد از منحل شدن نكاح، زني كه رابطة زوجيتش منحل شده است ملزم می باشد تا مدت مشخصی از ازدواج مجدد خودداري کند. اين زمان انتظار را «عده» گویند.

حكمت تشريع عدّه

بعضی از حكمت‌هاي تشريع عده در اسلام را مي‌توان در موارد ذيل دانست:

اطمينان از برائت رحم

 یکی از حکمت های عده را می توان وسيله‌اي براي حفظ نسل و اطمينان حاصل نمودن از برائت رحم از حمل و جلوگيري نمودن از اختلاط نسب می باشد.هرچند حكمت تشريع عده، اطمينان حاصل نمودن از برائت رحم و جلوگيري از اختلاط انساب می باشد، اما اين امر با تعيين تکليف شارع در مواردي كه برائت رحم نيز معلوم می باشد، تنافی ندارد.

امكان رجوع زوج

 عده ممکن است راهی براي صلح و بازگشت به زندگي مشترك باشد

حفظ حيات جنين

وجود عده در صورت باردار بودن زن، وسيله‌اي براي حفظ حيات جنين است.

نشانه عزاداري

در عده وفات، احترام به پيوند زناشويي و اظهار نمودن اندوه و عزادار بودن از حكمت‌هاي وجود عده است؛ هرچند که از نظر اخلاق و آداب رعايت اين حکمت در مورد مرگ زن نيز لازم می باشد

مفهوم عده

عده زن مطلقه مدت معدودي می باشد كه بايد در آن مدت زن از ازدواج خودداري کند

عِدّه در اصطلاح فقهي عبارت می باشد از: «مقدار زماني كه زن پس از منحل شدن نكاح به جهت فوت شوهر يا به لحاظ مطمئن شدن از پاک بودن رحمش از حمل يا به جهت تعبد شرعي با فرض يقين و اطمینان به برائت رحم از حمل، بايد انتظار نماید و از ازدواج مجدد خودداري کند»

 در مادة1150 ق.م. در تعريف عده آمده: «عده عبارت است از مدتي كه تا انقضاي آن زني كه عقد نكاح او منحل شده است، نمي‌تواند شوهر ديگري اختيار نماید». 

 

 

زنان فاقد عده

زنان فاقد عده

براساس ماده 1155 ق.م. زنان يائسه و غيرمدخوله نیازی به عده نیست و بر آنها طده واجب نمی باشد و آنها می توانندپس از جدائي و انحلال نكاح بدون انتظار ازدواج نمایند.اين گروه از موارد طلاق بائن می باشد  

زنان غيرمدخوله

هرگاه زن و شوهر قبل از برقراری رابطه ی جنسي (اعم از قُبل يا دُبر) از هم جدا شوند و به دليلي غير از مرگ شوهر ازدواج آنها منحل شده باشد ، بر زن عده لازم نمی باشد،

در قرآن آمده:  «... ثمّ طلقتموهنّ من قبل أن تمسوهنّ فمالكم عليهنّ من عدّة تعتدّونها» (احزاب، 49). (اگر زنان مومنه را به نكاح خود درآوريد و پيش از آن كه با آنان آميزش كنيد طلاقشان داديد، ديگر بر عهده آنها عده‌اي كه آن را بشماريد نيست

زوجه صغيره

به اجماع فقهاي اماميه، طلاق دختران نابالغ از انواع طلاق­هاي بائن نام برده شدههرچند ارتباط جنسی نيز برقرار شده باشد؛ زيرا در اين مورد نيز احتمال حمل مخطلط شدن نسب وجـود نداردولي با اين حال در ماده 1145ق.م. طلاق زوجه صغيره در رديف طـلاق‌هاي بائن بیان نشده است و به نظر مي­رسد اين ماده بايد اصلاح گردد.

 زنان يائسه

در تعيين سن يائسگي ميان فقها اماميه اختلاف نظر وجود دارد که قبلا نیز به صورت تفصیلی در این باب سخن گفته شده است

زنان فاقد رحم 

در این باب اختلاف نظرهایی موجود می باشد اما انچه بیشتر قابل قبول می نماید اینست که زنان فاقد رحم عده واجب نیست.


عده نکاح موقت+زنان فاقد عده+عده زنان حامل در نكاح موقت+مطلقه +عده زنان نكاح موقت+زنان فاقد رحم +زنان يائسه+عقد دائم+متعه+عده طلاق، عده وفات، عده متعه، عده زنان يائسه، زنان غيرمدخوله+مشاور حقوقی

عده طلاق

عده طلاق

عده طلاق زنان غيرحامل

ملاك تعيين زمان عده در زنان مطلقه عادت ماهانه می باشد و شارع مقدس مي‌فرمايد: «و المطلّقات يتربصن بأنفسهنّ ثلاثة قروء» (بقره، 228). 

زنان بايد بعد از طلاق، سه دوران پاكي  و طهر را به عنوان عده انتظار نمايند 

البته مقدار سه طهر، عدة آن گروه از زنان مطلقه‌اي می باشد كه داراي عادت ماهانه منظم هستند، زنانی كه در دو دفعة پی در پی يا بيشتر به طور يكسان خون ديده‌اند، اعم از اين كه از نظر زمان آغاز يا تعداد روزها يا هر دو یکسان باشند. پس عده اين زنان چنانچه آزاد و «مدخول بها» نيز باشند، سه دوران پاكي(طهر) می باشد.            

در مادة 1151 ق.م. بیان شده است: «عده طلاق و عده فسخ نكاح سه طهر می باشد، جز اين كه زن با اقتضاي سن، عادت زنانگي نبيند كه در اين حالت  عدّه وي سه ماه مي­شود».

اما عدة زنان مطلقه‌اي كه به عللی مانند بيماري، شيردادن و... با اقتضاي سن عادت ماهانه نمي­شوند سه ماه می باشد؛ اين زنان در فقه «ذوات الشهور» و در فارسي «ماه داران» ناميده شده اند.

عده طلاق در زنان حامل

عده زنان حامله تا وضع حمل می باشد، هرچند كه چند لحظه پس از طلاق وضع حمل نموده باشد، خواه اینکه طفل به صورت كامل و طبيعي تولد یافته باشد شود يا به نحو ناقص سقط شده باشد،

در قرآن کريم بیان شده است: «و اُولات الأحمال أجلهنّ أن يضعن حملهنّ» (طلاق، 3) (عده زنان باردار تا زماني می باشد كه وضع حمل نمايند.

بنابراین عده زنان مطلقه حامل، در صورتي با وضع حمل خاتمه می پذیرد كه حمل ناشی از ارتباط مشروع بوده يا الحاق  به مردي داشته باشد كه عده زن از اوست .بنابراین زني كه قبل يا پس از طلاق از زنا حامله گردیده با وضع حمل از عده خارج نمی گردد، بلكه در اين مورد نيز همچون زنان غيرحامله بر حسب مورد، عده در پايان سه طهر يا با گذشتن سه ماه می باشد.

 عده طلاق  زنان حامل+عقد دائم+متعه+عده طلاق، عده وفات، عده متعه، عده زنان يائسه، عده زنان فاقد رحم. +مشاور حقوقی

عده زنان در نكاح موقت

عده زنان غير حامل در نكاح موقت

ماده 1152 ق.م. بیان می دارد: «عده فسخ نكاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نكاح منقطع در غير حامل دو طهر می باشد»

عده زنان حامل در نكاح موقت

هرگاه در ازدواج موقت زن باردار باشد و مدت اين ازدواج سپري يا بخشوده شود، عده زن تا وضع حمل می باشدو از اين نظر تفاوتی ميان نكاح دائم و موقت نمی باشد.


عده نکاح موقت+عده زنان حامل در نكاح موقت+عده زنان نكاح موقت+عده وفات غيرحامل+ عده وفات زنان حامل+عقد دائم+متعه+عده طلاق، عده وفات، عده متعه، عده زنان يائسه، عده زنان فاقد رحم. +مشاور حقوقی

احکام عقد موقت

مواردی ازاحکام عقد موقت

1-مُتعه نمودن زن(عقد موقت) اگر چه برای لذّت بردن نباشد نیز صحیح می باشد

2-بنابر احتیاط واجب، شوهر نباید بیش از چهار ماه نزدیکی با متعه ی خود را ترک نماید.

3-زنی که مُتعه می شود، اگر در عقد شرط کند شوهر با او نزدیکی نکند، عقد و شرط او صحیح است، و شوهر فقط می تواند لذّتهای دیگر از او ببرد، ولی اگر بعد به نزدیکی راضی شود، شوهر می تواند با او نزدیکی نماید.

4_ زنی که متعه شده، اگر چه آبستن شود،حق خرجی ندارد.


5-زنی که متعه شده حق همخوابی ندارد، از شوهر ارث نمی برد و شوهر نیز از او ارث نمی برد.

6-زنی که متعه شده، می تواند بدون اجازۀ شوهر، از خانه بیرون رود، ولی اگر بر اثر بیرون رفتن حق شوهر از بین می رود، بیرون رفتن او حرام است.

7-اگر مرد مدّت متعه را ببخشد،  چنانچه با زن نزدیکی کرده، باید تمام مهر را به او بدهد و اگر نزدیکی نکرده باشد، باید نصف آن را بپردازد.

8-مرد می تواند زنی را که متعه او بوده و هنوز عدّه اش تمام نشده، به عقد دائم خود درآورد و یا اینکه او را به مدّت بیشتری دوباره متعه کند.


احکام عقد موقت+مُتعه+عقد موقت+صیغه+مدّت متعه+مشاور حقوقی+مسائل حقوقی


اقسام طلاق

طلاق بر اساس قانون مدنی بر دو قسم طلاق بائن و رجعی تقسیم شده که در اولی برای مرد حق رجوع نمی باشد.
دو نوع طلاق خلع و مبارات هم از انواع طلاق بائن می باشند. از نظر تشریفاتی نیز می
توان آن را به سه نوع طلاق به درخواست مرد، به درخواست زن و طلاق توافقی تقسیم کرد. براساس ماده ۱۱۳۳ ق.مدنی مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را نماید و زن میتواند با وجود شرایط مقرر در مواد ۱۱۱۹، ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ ق.مدنی از دادگاه تقاضای طلاق نماید.علاوه بر ماده ۱۱۳۳ ق.مدنی مرد میتواند به دلایل ذیل هم از دادگاه درخواست طلاق کند:
ـ عدم حسن معاشرت و نیز خودداری نمودن از تربیت مشترک فرزندان
ـ تمکین ننمودن زن
ـ ترک نمودن منزل بدون اذن شوهر یا دادگاه
ـ اشتغال به شغلی که خلاف شوون خانوادگی باشد و همچنین اشتغال در صورتی که شوهر راضی نیست و زن نیز ضمن عقد حق اشتغال را برای خود محفوظ ننموده  باشد.
ماده ۱۱۱۹ ق.مدنی مربوط به شرط ضمن عقد می باشد و در موردی که زن وکیل و وکیل در توکیل باشد پس از اثبات نمودن محقق شدن شرط در دادگاه و صادر شدن حکم نهایی، می
تواند خود را مطلقه کند (مثل اینکه شرط نماید مرد همسر دوم اختیار ننماید).بر اساس ماده ۱۱۲۹ ق.مدنی هم در صورت استنکاف نمودن شوهر از پرداختن نفقه و اجرای حکم دادگاه و الزام او به دادن نفقه ممکن نباشد٫ زن میتواند برای طلاق به دادگاه مراجعه نماید و دادگاه نیز شوهر را به طلاق اجبار میکند.  هرچند او راضی نباشد. این مورد شامل زمانی که شوهر از پرداخت نفقه ناتوان می باشد نیز می گردد .

همچنین ماده ۱۱۳۰ ق.مدنی به زن در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج وی گردد این اختیار را می دهد با مراجعه نمودن به دادگاه زوج را به طلاق اجبار نماید. همچنین  اگر شوهر برای مدت ۴ سال غایب و مفقود الاثر باشد با صادر شدن حکم موت فرضی برای وی زن میتواند با اذن دادگاه خود را مطلقه سازد. در هنگامی که شوهر پیدا شود و عده نیز پایان نیافته باشد حق رجوع دارد.در هر حال طلاق دارای شرایط ویژهای می باشد .


اقسام طلاق+طلاق خلع و مبارات+ طلاق توافقی+عدم تمکین+درخواست طلاق توسط زن+تقاضای طلاق+مشاور حقوقی+مسائل حقوقی

وقوع طلاق

برای وقوع طلاق در دفتر رسمی طلاق وجود گواهی عدم امکان سازش که توسط دادگاه صادر میشود الزامی می باشد. بعد از صادر شدن این گواهی سه حالت قابل تصور  می باشد:
۱) هر دو در دفتر رسمی حضور نمایند که در این حالت طلاق به
درستی واقع میشود.البته با وجود سایر شرایط مثل وجود شاهد و ..
۲) مرد حضور نیابد که در چنین صورتی زن می
تواند به دفتر مراجعه و دفتر رسمی می بایست برای مرد احضاریه صادر نماید (این احضاریه ثابت میکند که مرد در دفتر رسمی حضور نیافته) اگر باز هم از حضور ننمود دادگاه در حکمی به زن وکالت در توکیل میدهد تا خود را مطلقه نماید.
۳) زن در دفتر حضور نیابد که در این حالت مرد می
تواند حتی بدون حاضر شدن او مبادرت به طلاق کند و دفتر رسمی این امر را به زن ابلاغ خواهد نمود.
اعتبار گواهی عدم امکان سازش نیز 3 ماه می باشد.
 ثبت واقعه طلاق و رجوع طبق مقررات الزامی می باشد و اگر مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی مبادرت به طلاق و رجوع نماید به حبس تعزیری تا 1 سال محکوم می گردد. (ماده ۶۴۵ ق.مجازات اسلامی)


وقوع طلاق+گواهی عدم امکان سازش+ثبت واقعه طلاق+مشاور حقوقی+مسائل حقوقی

موارد طلاق بائن

طلاق بائن بر خلاف طلاق رجعی برای مرد حق رجوع وجود ندارد (ماده ۱۱۴۴ ق.مدنی) و 4 مورد شامل طلاق بائن می باشد:
۱) طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.
۲) طلاق زن یائسه.
۳) طلاق خلع و مبارات تا زمانی که زن رجوع به عوض ننماید.
۴) سومی طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید چه وصلت در نتیجه رجوع باشد چه نکاح مجدد (ماده ۱۱۴۵ ق.مدنی)

موارد طلاق بائن+طلاق بائن+طلاق رجعی+طلاق خلع و مبارات+طلاق زن یائسه+مشاور حقوقی+مسائل حقوقی

طلاق خلع .طلاق مبارات

طلاق خلع طلاقی می باشد که زن به علت کراهتی که از شوهر دارد در برابر مالی که به شوهر میدهد طلاق میگیرد. این مال میتواند کمتر یا بیشتر از مهریه باشد یا بخشیدن نفقهای که زن از شوهر طلبکار می باشد یا نفقه ایام عده باشد. اگر زن به این مال رجوع نماید ولی بر طلاق اصرار نماید طلاق رجعی می باشد و برای مرد حق رجوع وجود دارد. در صورت درخواست زن به چنین طلاقی قبول شوهر شرط است. در این نوع طلاق زن میتواند در ایام عده در عوض خلع رجوع نماید و در این صورت شوهر اگر بخواهد میتواند رجوع نماید.در طلاق مبارات کراهت دو طرفه می باشد. در چنین صورتی عوض نمیتواند از مهریه بیشتر باشد (ماده ۱۱۴۷ ق.مدنی).نوع دیگر طلاق هم از نظر تشریفات، طلاق توافقی می باشد که دادگاه پس از تعیین نمودن بعضی امور مانند حضانت مبادرت به صدور گواهی عدم سازش خواهد نمود. 


طلاق خلع +طلاق مبارات+انواع طلاق+طلاق+مشاور حقوقی

اجرت‌المثل، نحله و شرط تنصيف

 اجرت‌المثل، نحله و شرط تنصيف

«نحله»به معناي «پرداخت  مهريه زن بلاعوض و طلب می باشد». قرآن كريم نحله را در كنار «صدقات» به كاربرده است و از آن به پرداخـت نمودن مهر زنان با رضايت و طيب خاطر تعبير کرده است (نساء، 4). علامه طباطبائي نحله را به عنوان عطيه‌اي بلاعوض كه در برابر ثمن قرار نگرفته، مي‌داند. قانون اصلاح مقررات طلاق، نحله را به مفهوم مورد نظر علامه طباطبائي مورد استفاده قرار داده است.

براساس تبصره 6 ماده واحده قانون فوق الذكر «پس از طلاق در صورت تقاضای زوجه مبني بر مطالبه نمودن حق‌الزحمه كارهايي كه شرعاً بر عهده وي نبوده است، دادگاه بدواً از راه ایجاد مصالحه، نسبت به تأمين نمودن خواسته زوجه اقدام می کند و در صورت عدم امكان مصالحه، چنانچه ضمن عقد يا عقد خارج لازم در خصوص امور مالي شرط شده باشد، طبق آن عمل خواهد شد و در غير اين صورت هرگاه طلاق به تقاضای زوجه نباشد و نيز درخواست طلاق ناشي از تخلف زن از وظايف زناشویی يا سوء اخلاق و رفتار وي نباشد، به ترتيب ذيل عمل خواهد شد:

الف)- چنانچه كارهايي را كه شرعاً به عهده زوجه نبوده است به دستور زوج باشد و با قصد تبرع انجام نشده باشد و نیز براي دادگاه اثبات گردد، دادگاه اجرت‌المثل كارهاي انجام شده را محاسبه می نماید و به پرداخت آن حكم می کند.

ب)- در غير مورد بند الف با توجه به سنوات زندگي مشترك و همچنین  نوع كارهايي كه زوجه در خانه شوهر انجام داده است و قدرت مالي زوج، دادگاه مبلغي را به عنوان بخشش (نحله) براي زوجه مشخص می کند.

بسیاری از قضات بر این نظرمی باشند شرط انتقال تا نصف دارايي از مصداق های شرط مالي مندرج در اغاز تبصره 6 مي‌باشد، حال كه زوجين بر آن توافق  کرده اند، ديگر نوبت به تعيين نمودن اجرت‌المثل نمي‌رسد و برخي براي زوجه اين اختيار را قائل شده اند كه از ميان دو حق كه يكي بر اساس شرط و ديگري طبق قانون به وي داده شده است، يكي را انتخاب نماید. در فرض وجود نداشتن دارايي براي زوج هنگام تقاضای طلاق نيز همين طور عمل می گردد.

به هر صورت آن چه نسبت به آن اتفاق نظر وجود دارد و آراي صادره از سوي محاكم خانواده طبق آن صادر می شود،امكان جمع بين اين دو حق وجود ندارد. 

ادعاي اعسار زوج

تبصره 3 ماده واحده قانون اصلاح مقررات طلاق، اجراي صيغه طلاق را موکول به پرداخت نمودن حقوق شرعي و قانوني زوجه قرار داده. دو صورت استثناء در این مورد وجود دارد: الف)- رضايت داشتن زوجه بر اجراي شدن صيغه طلاق بدون دريافت نمودن حقوق خود؛ ب)- صادر شدن  حكم قطعي بر اعسار شوهر از پرداخت نمودن حقوق مالي زن.


نحله+نحله چیست+تعریف نحله+اعسار+اعسار چیست+مشاوره حقوقی+مهریه+اجرت المثل+دادخواست اعسار+مسائل حقوقی+ادعای اعسار